برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
ننوشتم، اینجا ننوشتم، باید گریه کرد، گریه کرد بحال این کلماتمدت ها گذشته امروز 24 اسفند 98.اگه سال ها بعد بیام و این متن رو بخونم باید بگم که اون هیچ وقت نپذیرفت که حضوری ببینمش و مجبور شدم مجازی حرف
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
به خودم میگم وقتی که حالت بده کلی غر میزنی و بیشتر احوال بدت رو ثبت میکنی! پس اینی که الان هستی چی؟ اینی که بدست آوردی اینی که شدی؟ نمیخوای ثبتش کنی؟!بعد 4 سال بالاخره به یه ثباتی تو احساساتم رسیدم و
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
شده هیچ وقت آدم بده ی داستان باشی؟بیشتر از یک سال پیش ازم پرسید و هرچی فکر کردم دیدم نه! ولی نوازادی که الان من هستم درست همونجا نطفه ش منعقد شد! درست همونجا که دلم خواست شده حتی یه جا آدم بده قصه باش
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
شاید بیشترین چیزی که مادرم ازش میترسید سیگار کشیدن من بود!خب بزرگ شدن تو یه چارچوب سفت و سخت و کوچیک با محدودیت های پیچیده و شیطنت های سرکوب شده ی بچگی و روح کوچیکی که داشتم باعث شد به قزوینِ با سیگار
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی
خب :((پس زده شدم :(( ميدونستم رفتارم همين رو نتيجه ميده ولي خب :)) منم توانم همينه منم همينقدر ميفهمم و منم همينقدرم، حقير و كوچيك.حالا ديگه نميدونم ميخواد چي كار كنه و حالا ديگه نمي تونم دستي داشته ب
برچسب:
نویسنده: بهراد زمانی